الفيض الكاشاني
68
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
گرنه ختم انبياء مىگشت بر خير الرُّسل * گفتمى بىمعجز و برهان پيمبر فيض را چون صفائى در مديحش سوسن آزاده باش * نيست حدّ كس كه گردد مدحگستر فيض را گشته بر طاق بلندش كبريا مسندنشين * هيچكس نشناخت جُز اللّه اكبر فيض را و ملا محمد محسن عرفان شيرازى كه لقب و تخلص عرفان را از فيض داشته از شاگردان مريد و مريدان عاشق استاد است كه در مجلد اول مكاتبات وى با فيض را بخشى منقول داشته در قصيدهء ثنائيه فيضيه در بيت ختام قصيده كه حاوى تخلّص عرفان است چنين سروده : تا به روز محشر است از شوق در وجد و سماع * هر كه چون « عرفان » شنيد او نالهء يا هوا فيض و شيخ ميرزا محمد على ملقّب به فائز شيخ الاسلام سمنان كه از فيض لقب يافته چنين گويد : رتبه او را نمىداند كسى غير از خدا * مخزن سرّ نهان اهل عرفان است فيض وى طى رباعى ذيل از فيض تقاضاى لقب نموده است : عُمرت ز خدا به روز و شب مىخواهم * بدگوى ترا دوخته لب مىخواهم شايد كه به فيض خاص فائز گردم * از صاحب خويشتن لقب مىخواهم و علم الهدى به خط خود پاسخ فيض را با عبارات ذيل « للوالد الامجد دام ظلّه فى جوابه » چنين نقل فرموده : نور اللّه مرقدهما من فوز ترا ز فضل ربّ مىخواهم * توفيق ترا به روز و شب مىخواهم بهر لقبت چو گشت فائز فائض * من هم « فائز » تو را لقب مىخواهم اشارت فوق نمونههائى است كه ارج والاى انجمن اخوان فيض آشكار و صفا و و داد راستين مجامع علمى و ادبى گذشتگان خود را بر خلاف منش ياران اين روزگار كه جز خودخواهى و خودنمائى و ريا و بىصفائى ندارند آشكار نمايد و بقول ابو العلالى معرى كه گفت :